• Explore Vox
  • Culture
  • Entertainment
  • Life
  • Music
  • News & Politics
  • Technology
  • Join Vox
  • Take a Tour
  • Already a Member? Sign in
Blind Pilot

خلبان کور

من مسیح را نخستین و واپسین ضدِ یهود یافتم.

  • Blind Pilot’s Blog
  • Profile
  • Neighbors
  • Photos
  • More 
    • Audio
    • Videos
    • Books
    • Links
    • Collections

کمک به داوری

  • Jul 10, 2008
  • Post a comment

مایه‌یِ تاسف است که برخی هنوز هم نمی‌توانند بينِ رژيمِ شاهنشاهی و جمهوریِ اسلامی تفاوتی تشخیص دهند. برایِ کمک به داوریِ ايشان میانِ رژیمِ شاهنشاهیِ پهلوی و رژيمِ جمهوریِ اسلامی ذکرِ همین یک تفاوت می‌باید بس باشد که یکی نهادهایِ مدرن ایجاد می‌کرد و دیگری آن‌ها را از بین می‌برد.

البته بعيد است اهميتِ اين تفاوت درک شود.

Post a comment

اصلاح‌طلبان از بغض‌ تحجر چه‌ها که نمی‌کنند

  • Jul 9, 2008
  • Post a comment

اصلاح‌طلبان هم‌نوا با محافظه‌کاران، رییس دولت و پشتیبانان‌اش را خوارجِ نهروان می‌خوانند و نسبت به حذفِ روحانیت از صحنه‌یِ سیاسی هشدار می‌دهند.

Post a comment

مسیح

  • Jul 7, 2008
  • Post a comment

مسیح گرچه دیوانه بود اما خونِ یهودی داشت. بی‌هوده نبود که حواریان را سفارش می‌کرد از سرزمین‌هایِ غیرِ یهود عبور نکنند و هیچ‌گاه به بابل نروند!

Post a comment

جنگ جمل

  • Jun 13, 2008
  • Post a comment

در حمله‌ای خردکننده و بهت‌آور، رییس‌جمهور احمدی‌نژاد بلندپایه‌ترين سرانِ جمهوریِ اسلامی را در دستگاهِ ره‌بریِ نظام، سيستمِ قضايی، مجلسِ خبرگان و امامانِ جمعه به فسادِ مالی متهم کرد. واعظِ طبسی، هاشمیِ رفسنجانی، هاشمیِ شاهرودی، ناطق نوری، فلاحیان و مکارم شیرازی از جمله کسانی‌اند که تلویحا تهديد به مجازات در دنیا و آخرت شده‌اند. تلاش‌هایِ جسته‌گریخته و روشن‌فکرمآبانه‌یِ تریبون‌هایِ اندکِ اصلاح‌طلبان برایِ زیرِ سوال بردنِ هرگونه اتهام‌زنی در شکلِ کلی و اتهام‌هایِ خاصِ طرح شده در شکلِ جزئی و نیز عکس‌العمل‌هایِ اندک اما هیجان‌زده و هراسانِ متهم شده‌گان که احتمالا با سکوتی ناشی از ضعف در نماز‌هایِ جمعه‌یِ فردا پی‌گیری خواهد شد نتوانسته است کم‌ترین تاثیری بر افکارِ عمومی بگذارد؛ افکارِ عمومی اینک به‌روشنی از این افشاگری پشتیبانی می‌کند و ادعاهایِ مطرح شده را به‌تمامی باور کرده است. گویا هم‌چنان علی بن ابی‌طالب از طلحه و زبیر نیرومندتر است!

Post a comment

بناپارتیسمِ معیوب علیهِ الیگارشیِ پوسیده؟

  • Apr 22, 2008
  • Post a comment

چه‌ شد که  وزیرِ نیرومندتر از رییس برکنار شد؟ کنار گذاشتنِ پورمحمدی بر خلافِ دیگر وزیرانِ کابینه بسیار سخت صورت گرفت و بعید نیست برکناریِ متزلزلِ او خود آغازِ ستیزی تمام باشد. تقریبا بیش‌تر بلندپایه‌گانِ سنتی علیهِ رییس‌جمهور موضع گرفتند و روحانیونِ بلندپایه‌یِ هوادارِ رییس‌جمهور به استثنایِ معدودی سکوت کردند اما رییس‌جمهور نه تنها در مقابلِ این طبلِ پر صدا عقب ننشست که با سرپیچی از شیوخ و اعاظم رودررویِ ایشان ایستاد. مهدوی کنی آن‌جا که گفت شیخوخیت جایگاهی انکارناشدنی دارد مخاطب‌اش رییس‌جمهور بود اما رییس‌جمهور در برابر به‌روشنی نشان داد که بنا ندارد شیخوخیت را به رسمیت بشناسد. تا ام‌روز شیوخ موضعی سیاست‌مدارانه و تدافعی در برابرِ حمله‌هایِ پر شمارِ رییس‌جمهور اتخاذ کرده‌اند.

  برکناریِ وزیرِ کشور و دبیر شورایِ عالیِ امنیتِ ملی، خائن و جاسوس دانستنِ تیمِ مذاکره کننده‌یِ هسته‌ای، اعلامِ نامِ دبیرِ مجمعِ تشخیص به عنوانِ مفسدِ اقتصادی، معرفیِ رییس‌مجلس به عنوانِ قانون‌شکن و عاملِ انسداد و معرفیِ شهردارِیِ تهران به عنوانِ یک نهادِ ناکارآمد و متخلف، نشان از پیش‌درآمدِ درگیری‌ای دارد که در آن طرفین می‌کوشند پیشاپیش نیرویِ بالفعلِ بیش‌تری را برایِ روزِ حساب آماده کنند. در این میان به‌رغمِ قدرتِ به‌ظاهرِ بالایِ  شیخوخیت (الیگارشی) که ناشی از سابقه‌یِ حکم‌رانیِ بلامنازع در اذهانِ عمومی است و ممکن است شانسِ پیروزی را به طرفِ ایشان بگرداند، چالاکی، جسارت و عطشِ شدیدِ بناپارتیسمِ معیوبِ رییس‌جمهور است که بر تجربه‌یِ شیوخ چیره‌گی دارد.

 احمدی‌نژاد از آغاز در نبردهایِ سیاسیِ داخلی پیروز بود. او به هیچ وجه در برابرِ اختیاراتِ قانونیِ خود قانع نشد و بیش از آن طلب کرد و به دست آورد. پیداست که این غنایم را در شرایطی که هم‌پیمانانِ او مشغولِ لگد پرانی به جنازه‌یِ اصلاح‌طلبان بودند از خودِ ایشان به یغما برد. مجلس را به نوکرِ دولت مبدل و با تهدید بر آن حکومت کرد. سیطره‌یِ او بر بازارِ پولی و سفارت‌خانه‌هایِ خارجی بیش‌تر به نوعی کودتا می‌ماند. دست‌اندازی‌اش به مناصبِ مورد خواسته‌اش چنان بی‌پرنسیب و وقیحانه بود که موجبِ تمسخرِ همه‌گان ‌شد اما با این وصف پیش‌رفتِ او ملموس و انکارناپذیر بوده است. او با زیرکی معایبی چون حماقت و لج‌بازی را به عنوانِ تاکتیک‌هایی کارآمد به کار بست، چندان‌که این پرسش را پیش آورد که آیا اساسا می‌توان پیش‌رفت با روش‌هایِ احمقانه را حماقت شمرد. او در راستایِ هدفِ مقدسِ خود به‌طورِ غریزی از شباهتِ خود به علی بن ابی‌طالب بیش‌ترین استفاده را کرده است و می‌داند که از این طریق کاملا ممکن است در جنگِ جملِ احتمالی در مقابلِ طلحه و زبیرها پیروز باشد.

 

Post a comment

کار آزادت می‌کند

  • Apr 12, 2008
  • Post a comment

نقدی بر يادداشتِ پايانِ تاريخِ خداوند؛ بازخوانیِ يک مرگ

 

گمان می‌رود به کار بردنِ «خودآگاهی» به جایِ «آگاهی» در پاراگرافِ دومِ يادداشتِ دقيق‌تر باشد چرا که در نظر هگل، خدايگان و بنده هر دو پيشاپيش به خودآگاهی رسيده‌اند (پديدارشناسیِ روح، بندِ ۱۷۹ و ۱۸۶) و تنها ستيزِ بی‌رحمانه‌یِ اين دو خودآگاهی و پنجه انداختن‌شان با مرگ است که ناگزير به تسليمِ يکی (بنده در مقامِ شناسنده) و تشخص يافتنِ ديگری (خدايگان در مقامِ شناسيده) منجر می‌شود.

ترديد هست در اين که تفسيرِ کوژو به‌راستی تفسيری اگزيستانسياليستی باشد. خدايگان در هگل – اختصاصا در تفسيرِ کوژو – نه به دليلِ سکون، انجماد، دگرگونی‌ناپذيری، تربيت‌ناپذيری، خودخواهی و فلجِ وجودی بل‌که به دليلِ اين‌که «منِ خودآگاه» (خدايگان) صرفا به نفی و نابودیِ «جز من» (طبيعت) بسنده می‌کند به آزادی نمی‌رسد حال آن‌که بنده به‌رغمِ تسليم در برابرِ خدايگان و به رسميت شناختنِ او – در حالی که خود به رسميت شناخته نشده است، به مرور و از طريقِ خلاقيت و کار (يعنی دگرگون ساختنِ طبيعت) به کمال و آزادی می‌رسد؛ کار آزادش می‌کند* و او را به خودش می‌شناسد. روشن است که تفسيرِ کوژو بيش‌تر تفسيری مارکسيستی است.

«مرگِ خداوند» تعبيرِ تکان‌دهنده و وصف‌ناپذيری که ما را بی‌درنگ به يادِ نيچه می‌