انزال؛ ۳ تا ۴ انقباض به فواصل8/0 ثانیه، انقباضها موجب پرتاب مایع به فاصلهی ۱۰ تا ۱۲ اینچی در ۱۸ سالهگی میشود که تا ۷۰ سالهگی به صورتِ چکه کاهش مییابد. برافروختهگی کامل میشود. ضربانِ قلب تا ۱۸۰ ضربه در دقیقه بالا میرود. تنفس تا ۴۰ مرتبه در دقیقه بالا میرود. کنترلِ عضلههایِ ارادی ناممکن میشود.
۱۳
در راهپیمایی ۱۳ آبان شرکت میکنیم؛ نه تنها مرگ بر روسیه میگوییم (و دلمان میخواست مرگ بر انگلیس هم میگفتیم!) که شعارهایِ مرگ بر ... مناسبتری هم اگر گیر بیآید کوتاهی نمیکنیم چرا که - عمل کردن پیشکش - بعید بدانم اگر لااقل در حرف هم «مرگ بر ..» ی در کار نباشد پشمک هم گیرمان بیآید. امشب هم به پشتبام میرویم، ولی از آنجا که سالها پیش یکبار اللهاکبر گفتیم ورم کبدی گرفتیم این بار از این امر معذوریم.
- چرا نمیشود؟ اخیرا انواع و اقسامِ جدیدی از دینِ اسلام مطابق با هر سلیقهای ظهور کرده که مشتری را لنگ نمیگذارد. کافی ست به دکان یکی از آقایان مراجعه کنید و اسلام درخواستی را سفارش دهید.
در «در ستایشِ عشق»ِ گدار، جایی آمده بود: «شهامت قابلِ محاکمه در هیچ دادگاهی نیست.» هنگامی که دیدم اروپا و آمریکا به دنبالِ محکومیتِ جنبشِ مقاومتِ مردمیِ ایران(جندالله) اند به یادِ آن جمله افتادم. تروریست دانستنِ جنگجویانیِ که تنها به اهدافِ نظامی حمله میکنند فارغ از آنکه چه عقیدهای دارند و به چه نیرویی حمله میکنند بهخودیِ خود مردود است، چه رسد به مبارزانی که عقیدهیِ معقول و بهروزی دارند، به تمامیتِ ارضیِ میهنِ خود وفادارند، آرزویی جز آزادیِ حداقلی ندارند و حقِ زندهگی و امنیتِ آنان توسطِ دولتِ مرکزی نقض میشود. سالهاست پاسدارها بلوچها را میکشند و بلوچها پاسدارها را میکشند. ولی پاسدارها حق نداشتند بلوچها را بکشند و بلوچها حق دارند پاسدارها را بکشند. حقِ دفاعِ مشروع مسئولیتِ ترورهایِ جندالله را ازیشان سلب میکند. آمریکا، اروپا، جنبشِ سبز (شاخهیِ جمهوریِ اسلامی)، جنبشِ سبز (شاخهیِ جمهوریِ ایرانی) و تمامِ کسانی که میکوشند شهامت و شرافت را به محکمه ببرند لازم است به بیاعتباریِ خود و نتیجهیِ نهاییِ آن دادگاه بیاندیشند.
انجمن پادشاهی ایران؛ این نام را به یاد بسپارید. نه از این بابت که با این پدیده موافق یا مخالف باشید بل از آن جهت که این نام، نامی است که سالها از سویِ همهگان نادیده گرفته میشد. هنگامی که حسینیهای در شیراز بمبگذاری شد و این گروه مسئولیتِ این حمله را بر عهده گرفت، نه تنها رسانههایِ دولتی و مستقل جمهوری اسلامی بلکه رسانههایی چون رادیوزمانه، بی.بی.سی و رادیوآمریکا هم از انجامِ وظیفهیِ خبر رسانیِ سادهشان امتناع کردند (البته به استثنایِ العربیه که تنها رسانهیِ قابلِ توجهی بود که حاضر شد در این باره خبری بدهد و تحلیلی بنویسد.) پس از بمبگذاریِ شیراز خبرهای ضد و نقیض زیاد شد اما اشتراک نظر در نام نبردنِ عاملِ ترور وجود داشت و هیچ کس شهامت نداشت نامِ گروهِ انجمنِ پادشاهیِ ایران را بیآورد. بهروشنی این مساله ربطی به جنگطلب بودنِ این گروه نداشت، کافی ست تصور کنیم اگر مجاهدینِ خلق که بسیار نیرومندتر و به همان اندازه ستیزهجو ست دست به این عملیات میزد تا بارها از سویِ صدا و سیمایِ ج.ا به عنوانِ جنایتکار معرفی میشد. اما هم جمهوریِ اسلامی و هم مخالفانِ آن این بار حاضر نبودند این جنایتکارِ معترف را به مردمِ کوچه و بازار بشناسانند. پایِ عنصرِ رازآلودی فراتر از شوک، درد و کابوس در میان بود که واقعیت را یکسره نفی میکرد. خندهدارترین قسمتِ داستان این بود که سیستمِ اطلاعاتی و امنیتیِ حکومت به سختی میکوشید این انفجار را تصادفی و سهلانگاری معرفی کند.
این روزها نادیده گرفتنِ انجمن پادشاهی آرام آرام جایاش را به درگیری و برخورد میدهد. ولی به گمانِ من آنچه برایِ هر ایرانی مهم است معطوف ساختنِ اندیشه و توجه به رازِ بزرگی است که در نادیدهگرفتنِ همهگانیِ این جنبش وجود داشت.
خاتمی گفت دورهی تحمیل عقیده به مردمان سپری شده و آزادی در دنیایِ امروز یک امر پذیرفته شده است ولی هیچ کس حق ندارد اسلام را کنار بگذارد و باید جمهوری اسلامی را پذیرفت. لاریجانی گفت شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی و حرکتهای ملیگرایانه موجب خدشه دار شدن عزت ایرانی و پشتیبانی از ولایت فقیه و اسلام، موجب تعالیِ هویتِ ایرانی میشود. کروبی گفت آخر حرفی نزنید که به شما بخندند.
وعدهی ما روزِ قدس، راهپیماییِ بزرگِ آزادیِ اقلیتِ متمدن از چنگِ اکثریتِ بربر؛ شعارِ ما:
مرگ بر فلسطین
اگر حرفهایِ این علم را در موردِ بیگ بنگ بپذیریم (مگر میتوانیم نپذیریم؟) و اگر این گزاره را که خدا جهان را آفریده بپذیریم (مگر میتوانیم نپذیریم؟) در آن صورت ممکن است با رصدِ فضا روزی بتوانیم آغازِ آفرینش را ببینیم؛ با دو مقدمهای که ناگزیریم پیشاپیش پذیرفته باشیم ممکن است در آن تصویر، خداوند را ببینیم که هنگامِ آفرینشِ جهان با انفجاری ناگهانی و بزرگ روبهرو شده باشد.
۱.آیا خداوند پیشبینیِ این انفجار را میکرده یا با خیالِ آسوده دست به این کار زده است؟
۲.آیا خداوند پس از این انفجار آسیب دیده یا فراری شده است؟
۳.آیا خداوند بر اثرِ این ترکیدن به قتل رسیده و شهیدِ بزرگِ این بازی شده است؟
یافتنِ پاسخِ این پرسشها اهمیتی وصفناپذیر در حدِ یافتنِ پاسخِ این پرسشها دارد.