داوری کنید
در «در ستایشِ عشق»ِ گدار، جایی آمده بود: «شهامت قابلِ محاکمه در هیچ دادگاهی نیست.» هنگامی که دیدم اروپا و آمریکا به دنبالِ محکومیتِ جنبشِ مقاومتِ مردمیِ ایران(جندالله) اند به یادِ آن جمله افتادم. تروریست دانستنِ جنگجویانیِ که تنها به اهدافِ نظامی حمله میکنند فارغ از آنکه چه عقیدهای دارند و به چه نیرویی حمله میکنند بهخودیِ خود مردود است، چه رسد به مبارزانی که عقیدهیِ معقول و بهروزی دارند، به تمامیتِ ارضیِ میهنِ خود وفادارند، آرزویی جز آزادیِ حداقلی ندارند و حقِ زندهگی و امنیتِ آنان توسطِ دولتِ مرکزی نقض میشود. سالهاست پاسدارها بلوچها را میکشند و بلوچها پاسدارها را میکشند. ولی پاسدارها حق نداشتند بلوچها را بکشند و بلوچها حق دارند پاسدارها را بکشند. حقِ دفاعِ مشروع مسئولیتِ ترورهایِ جندالله را ازیشان سلب میکند. آمریکا، اروپا، جنبشِ سبز (شاخهیِ جمهوریِ اسلامی)، جنبشِ سبز (شاخهیِ جمهوریِ ایرانی) و تمامِ کسانی که میکوشند شهامت و شرافت را به محکمه ببرند لازم است به بیاعتباریِ خود و نتیجهیِ نهاییِ آن دادگاه بیاندیشند.
Comments
با این پاسدارهای پفیوز ِگردن کلفت کاری ندارم. اما آیا آن بیست سرباز بدبخت و بینوایی که حدود دوسال پیش توسط جنداللهیان عزیز یکی یکی سربریده شدند هم "متجاوزان به سرزمین و دین و ناموس" بودند؟
راستی! داوری شما در باب حامیان ِ "دین و ناموس" چیست!؟
اگر به قساوتِ بیش از حد در قتلِ سربازان اعتراض دارید باید متوجه باشید وقتی توازنِ قوا تا این اندازه نامتوازن باشد چارهای جز قساوت و ایجاد ترس نیست. آنها سلاحی جز قساوت و ترور ندارند، اگر انتظار دارید از تنها سلاح شان استفاده نکنند انتظار بیهودهای دارید که تنها میتواند به کارِ روزنامه و مجله بیاید. ولی اگر خودِ سربازان را بیگناه میدانید احتمالا در مقابلِ ایشان با این استدلال مواجه میشوید که این سربازان خواسته یا ناخواسته نظامی بودند و سلاح بر دست برایِ جنگ آمده بودند و اگر لازم میشد (چه مجبور و چه مختار) از سلاحِ خود علیهِ دشمنانِ دولت استفاده میکردند در نتیجه واکنشِ دشمنانِ دولت در قتلِ این افراد مشروع است. این استدلال البته مرا که با سربازیِ اجباری آشنا هستم راضی نمیکند ولی احساسی که من دارم این حقیقت را که نظامی نظامی است تغییری نمیدهد.
راستی شما اگر جای «حامیانِ دین و ناموس» بودید چه میکردید؟!
جمهوری ِ اسلامی سی سال بلوچ ها اين مردمان ِ قانع و شكيبا را آزار داده . بلوچستان را در فقر و پريشانی نگه داشته . مساله بر سر ِ حق ِ پدافند ِ آنان نيست بلكه سوال هنوز همان است كه آلبركامو در نمايش ِ راستان مطرح كرد . برفرض كه جان ستاندن از دشمن روا باشد آيا كشتن ِ بی گناهانی كه در پيرامونند رواست ؟
در اين مورد ِ ويژه البته گويا سپاه دلش لك زده كه جنگي راه بيندازد تا حواس ها را از كودتا و پايتخت به مرزها و دفاع ِ مقدس متوجه كند و از شهر به بيابان ؛ نگاه كنيد به درخواست ِ مضحك و تهديد آميز ِ يكی از سران ِ سپاه از پاكستان مبنی بر دادن ِ اجازه به سپاه برای ِ انجام ِ عمليات ِ نظامی در خاك ِ آن كشور!
اول این که از قول جنداللهیان استدلال می کنید (که من بیشتر این را استدلال خود ِ شما می دانم تا استدلال آنان. چرا که فعلا چنین چیزی از آنها نشنیده ام) : "...اگر لازم میشد (چه مجبور و چه مختار) از سلاحِ خود علیهِ دشمنانِ دولت استفاده میکردند..."
دوم این که من حدس می زنم شما قصد مرا از سوالی که مطرح کرده ام درست متوجه نشده اید. اگر دقت کرده باشید تاکید من بر "دین و ناموس" بود. حرف من این است که از نظر من جندالله همانقدر گُه است که حزب الله! پاسدارها خودشان را مدافع "دین و ناموس" می دانند، جندالله هم خود را حافظ "دین و ناموس" می خواند و هردو هم در جهت تحقق این هدفِ "مقدس" چپ و راست آدم می کشند. من هرچه نگاه می کنم می بینم اینجا معادله ای برقرار است و دوسر معادله کاملا باهم برابرند! و درعجبم که چرا شما این برابری را نمی بینید!؟
راستی یک چیز دیگر! اگر درست یادم باشد چندسال پیش این جنداللهیان عزیز در جاده ی کرمان 25 نفر مسافر (شهروند عادی ونه "نظامی") را هم قتل عام کردند. اگر این چیزی که درحافظه ام به جا مانده درست باشد نشان می دهد که این عزیزان فقط به "نظامیان" حمله نمی کنند!
اتوبوسی که مورد حمله قرار گرفت حامل نیروهای سپاه بود.
این لینک ربطی به حادثه ی حمله به اتوبوس سپاه که قبلا اشاره کردید ندارد و ظاهرا به حادثه ی دارزین مربوط است. اما در انتخاب لینک خبر کمی بدسلیقه گی کرده اید. لینکی که معرفی کردید حاوی ادعاهایی از سوی مقام های رده چندم جمهوری اسلامی علیه گروه ریگی است؛ در واقع "فرماندار بم" و برخی "گزارشها" مدعی مطالبی شعارگونه و تکراری شده اند که آن هم در بی بی سی صرفا به لحاظ خبری نقل شده و سندیت ندارد. اما لینک اصلی ماجرا که می توانستید به ان اشاره کنید این بود:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/05/060513_si-kerman-killings.shtml
خوب است بدانید کشتار دارزین ربطی به جنبش مقاومت مردمی ایران نداشت و این گروه مسئولیت آن را بر عهده نگرفت. مدتی پس از این حادثه گروهی با نام فداییان اسلام مسئولیت آن را پذیرفت که البته به نظر میرسد این گروه وجود خارجی ندارد. عاملان آن حادثه و انگیزه های ایشان هنوز مشخص نشده است گرچه در زمان خود «رده چندمیها»ی جمهوری اسلامی آن را کنار حملههای تروریستی گروه ریگی قرار دادند.
انگشت عزیز
کشتن بی گناهان روا نیست. دقیقا همین امر است که جندالله را دیگر گروه های تروریستی متمایز می کند. این گروه تلاش میکند بیگناهان تا حد امکان آسیب نبینند . نه مانند دیگر گروههای مسلمان دامنهی گناهکاران را آن قدر وسیع میکند که همه را در خود جای دهد و نه مثل انقلابیهای چپ دلایل سخیف میآورد تا کشتار بیگناهان را توجیه کند. این گروه تروریست است و با ان.جی.اوی شیرین خانم عبادی ماهیتا متفاوت است. اگر کسی فکر میکند بهتر است عبدالمالک ریگی سلاح زمین بگذارد و به جای آن در «پروسه» ی اصلاحات شرکت و مربای شیرین درست کند بهتر است جوک اش را بفرستد گل آقا تا به نام اش چاپ کنند. اگر هم کسی گمان دارد میتوان گروه چریکی مسلح ایدهآل درست کرد که از اصول اخلاقی ذرهای تخطی نکند برود این کار را انجام دهد تا بقیه از او یاد بگیرند.