انتخابات ۱
میرحسین موسوی
صاحبانِ نگاهی که بنا را بر تغییر با هزینهی کم و بیشینه سازگاریِ ممکن قانون (شریعت) با ارزشهایِ لیبرالی و دمکراتیک میگذارد بیشتر به دنبالِ هواداریِ حزبِ مشارکت، مجاهدینِ انقلاب، کارگزاران و محمد خاتمی از میرحسین موسوی پشتیبانی کردهاند. مهمترین انتقاد به این دسته این است که واردِ بازیای میشوند که قاعدهیِ آن را مخالفانِ اصلاحات تعیین میکنند و شکست نتیجهی گریزناپذیر آن است. تشخیصِ حدِ سازگاریِ هدفهایِ آزادیخواهانه با شریعت، تعیینِ خطِ قرمزهایِ امنیتی و میزانِ پیشروی و پسرویِ اصلاحاتِ دمکراتیک بهگونهای سیال و بدونِ فرمول و کاملا مبسوط و متغیر با کسانی است که مدافع ولایت مطلقه هستند. در نتیجه منطقا و عملا هیچ دلیلِ قابلِ قبولی وجود ندارد که انتخاب میرحسین موسوی به ریاست جمهوری بتواند کمکی به هدفهایِ این گروه بکند. ایرادهای جزئیتری هم وجود دارد؛ میرحسین موسوی اساسا اصلاحطلب نیست. او تنها کاندیدایی است که به جنایت علیهِ بشریت متهم است و با توجه به موضعگیریاش در بحرانِ اتمی با شرایط سختتری در سیاست خارجی روبهرو خواهد شد . همچنین در مواردی چون نقضِ آزادیِ شهروندی و کاربستِ سیستم اقتصادیِ ناکارآمد موسوی از احمدینژاد آسیبپذیرتر است.