قرآن به عربیِ فصیح – ایضاح واضحات ۴
جناب آقاي جاهد
لطفا به پرسش هاي من پاسخ بدهيد:
1. مهم نيست فيلم فتنه ارزش هنري يا فكري دارد يا ندارد، مهم اين است كه سازندهي فيلم حق دارد نظرش را ولو با ارزش يا بي ارزش اظهار كند. موافق ايد يا مخالف؟
2. انتقاد هاي مطرح شده دربارهي اسلام در مورد حقوق دگرانديشان (مرتدان، كافران و مشركان)، زنان، همجنسبازان و يهود از نظر شما واهي و نادرست هستند يا خير؟
n خلبان كور ، Mar 30, 2008 در ساعت 03:01 PM
شما هم عجب کشفی کردی"فيلم فتنه مطلقاً فاقد ارزش های هنری و سينمايی ست" مگر سازنده هرگز ادعای فیلم سازی داشته واضح هم این را گفته. منظور استفاده از فیلم بعنوان رسانه ای برای رساندن حرفش بوده. نتیجتا هیچ لزومی هم نداشت شما بعنوان یک منتقد فیلم وارد شوید که در لفافه آن افکار خود را بجای نقد ارائه کنید. طبعا ویلدرز در آن سالها که شما در جبهه های جنگ خمینی حضور داشتید آنجا نبوده و افکار متفاوتی دارد و ظاهرا در جبهه حیدرنعمتی دیگری میجنگد. آنچه من اینجا در هلند شاهدم اینکه چه حامیان افکار راسیستی ویلدرز چه مسلمانان افراطی و حتی غیر افراطی هر دو گروه تحت تاثیر امواج ناشی از این فیلم ناچار به روی آوردن و یا حداقل وانمود کردن به تساهل شده اند. چیزی که بخودی خود بسیار مثبت هست. از نظر من که با هیچ کدام از این افکار در آشتی نیستم این بهترین و افکتیوترین تاثیر ممکن هست و فیلمی که تا به این حد همه را به واکنش وادارد قطعا فیلم خوبی است حتی اگر ارزش هنری نداشته باشد یا حتی سراسر دروغ باشد یا نباشد.
n علی 110 ، Mar 31, 2008 در ساعت 03:01 PM
ضمن احترام به نظرات همه کسانی که پای اين مطلب کامنت گذاشته اند، پاسخ من به پرسش های برخی از دوستان چنين است:
آقا يا خانم مخاطب زمانه:
نوشته ايد«اما نمی فهمم چگونه تفسيری از اسلام يا هر دين و ايدئولوژی ديگری می تواند اصل صريح آن را نفی کند؟»
به اعتقاد من « اصل صريحی» وجود ندارد. همه متون قابل تفسير و تعبيرند. ما با قرائت ها و تفسيرهای گوناگون از متن ها سرو کار داريم.
آقا يا خانم خلبان کور:
پاسخ پرسش اول شما:
بحث من در اين نوشته آزادی بيان نيست بلکه بررسی و تحليل نئوفرماليستی فيلم فتنه آقای ويلدرس است.
پاسخ پرسش دوم شما:
همانطور که در بالا توضيح دادم من به درک ها و قرائت های مختلف از اسلام اعتقاد دارم. بر اين اساس می توان مسلمان بود و ادعا کرد که اسلام هيچ حقی برای دگرانديشان قائل نيست اما مسلمان ديگری می تواند اين دريافت از اسلام و قرآن را قبول نداشته باشد و برعکس معتقد باشد که اسلام دين تساهل و مداراست و به حقوق دگرانديشان احترام می گذارد. فکر نمی کنم نيازی به ذکر نمونه باشد.
آقای علی 110:
هر کس فيلمی می سازد چه بخواهد و چه نخواهد، وارد حوزه و قلمرو سينما شده است از اين رو بايد آمادگی نقد اثرش را داشته باشد.
فيلم ها با ادعای رسانه بودن نمی توانند از نقد بگريزند و اصلا مگر رسانه قابل نقد نيست؟
من با آقای ويلدرس تا زمانی که از پشت تريبون پارلمان هلند حرف می زد کاری نداشتم اما حالا که دست به دوربين برده يا پشت ميز تدوين نشسته و خواسته با استفاده از تصوير حرفش را بزند، حق خودم می دانم که با نتيجه کار او برخورد کنم. بنابراين فکر می کنم لزوم اين نقد روشن باشد.
2- بديهی است که هر منتقدی در نقد خود، افکار و انديشه هايش را بيان می کند و لزومی نيست آن را در لفافه پنهان کرده يا بيان کند. خود نقد، گواه و دليل روشن يک انديشه است.
3- دوست دارم بدانم زمانی که من در جبهه های جنگ خمينی بودم شما کجا بوديد؟
4- فيلم خوب از نظر شما فيلمی است که:
« همه را به واکنش وادارد ... حتی اگر ارزش هنری نداشته باشد یا حتی سراسر دروغ باشد یا نباشد.»
ممکن است بگوييد فيلم بد چه فيلمی است؟
-- پرويز جاهد ، Apr 1, 2008 در ساعت 03:01 PM
جناب جاهد
آنچه فرموديد پاسخ من نيست. دوباره ميپرسم: انتقاد هاي مطرح شده دربارهي اسلام در مورد نقض حقوق دگرانديشان (مرتدان، كافران و مشركان)، زنان، همجنسبازان و يهود از نظر شما واهي و نادرست هستند يا خير؟
اگر به عنوان يك مسلمان پاسخ تان منفي است صراحتا بفرماييد.
n خلبان كور ، Apr 2, 2008 در ساعت 03:01 PM
آقای خلبان کور:
فکر می کنم جواب شما را داده ام. اما لحن شما بيشتر به لحن يک مفتش و بازجو شبيه است تا يک اهل نظر.
آقای سياوش:
شما نوشته ايد: « اصل اول كار روزنامه نگاري و اصولا خبرنگاري پرهيز از جانب داري يك سويه و داوري صريح و نا عادلانه ست كه شما متاسفانه دچارش شده ايد»
فکر نمی کنم در دنيای رسانه هيچ کس بی طرف باشد و اگر کسی چنين ادعايی کرد هيچگاه حرف او را باور نکنيد. به علاوه من قبول ندارم که پرهيز از داوری صريح يک اصل روزنامه نگاری باشد. به اعتقاد من روزنامه نگار بايد صريح، شفاف و بی پروا حرفش را بزند.
در ضمن وقتی که کسی به طرف شما سنگ پرت می کند نمی توانيد بايستيد و او را تماشا کنيد. خيرت ويلدرس به قول «مانی ب» پشت مسلسل نشسته و حرف می زند نه با منطق و دليل. بنابراين چگونه می توان در مقابل چنين فردی موضع نگرفت. با اين حال من سعی کردم در اين نوشته با رويکردی انتقادی کار او را بررسی کنم و فکر نمی کنم يک سويه رفته باشم.
n پرويز جاهد ، Apr 2, 2008 در ساعت 03:01 PM
آقای خلبان کور
عجب سوالی می فرمایید....مثل این است که آن عرب های بخت برگشته ی صحراهای سوزان خاورمیانه در آن سال های دور، همجنسگرایی را قبول داشتند، طرفدار فیمینسم بودند و جنبش محیط زیست را تبلیغ می کردند.... خوب معلوم است که ضد اش هستند. مگر بسیاری از مردم علیه همجنسگرایی و حتا فیمینسم نیستن؟ خوب این دلیل نمی شود که شما آنها را عقب مانده خطاب کنید. اسلام که نمی تواند تایید گر تمام ارزش های مدرن و پسا مدرنی باشد که امروز در غرب مورد حمایت قرار می گیرد. اصلن صد سال بعد بسیاری از عقاید ما خرافی و عقب مانده به نظر می رسن...لازم نیست که همه گروه ها با جنبش ها و نظریات موافق باشن...من به عنوان یک نامسلمان ضد همجنسگرایی هستم. خوب حالا آقای ویلدرس و شما بفرمایین که ما تروریستیم.... این یعنی الینه شدن فرهنگ و عقاید یک منطقه. به نظر من اسلام دین مربوط به گذشته ی دور از قبایل وحشی عرب است که ادعای جهان گستری به جهت نجات بشریت دارد. تمام جنبش ها و مکتب های اخلاقی ادعای جهان گستری را داشته و این کار اصلن بد نیست. اکنون که بخشی از اعتقادات اسلامی با دنیای مدرن مشکل پیدا کرده، بایستی بخش های فقهی و احکامی خود را به کنار بگذارد و ارزش های معنوی خود را حفظ کند. من که مسلمان فرهنگی ام همین کار را می کنم.
n آرش، کانادا ، Apr 3, 2008 در ساعت 03:01 PM
خلبان کور عزيز
من آن پرسش را در مقابل پرسش شما مطرح کردم ولی شما داريد زيرکانه توپ را توی زمين من می اندازيد.
و اما ايران زمين:
باز هم می گويم که بحث من در اين نوشته توهين نيست بلکه تحليل و نقد يک استراتژی و يک انديشه ايدئولوژيک است که در قالب تصوير ارائه شده و در واقع ادامه جريان گسترده تر اسلام ستيزی در اروپا و جهان غرب است.
نقد و بررسی آن تنها از اين زاويه اهميت دارد.
فيلم ها و سريال هايی که به قول شما در کشورهای اسلامی برعليه اديان ديگر ساخته می شوند قطعا نيازمند تحليل و بررسی اند. من متاسفانه به آنها دسترسی ندارم. شما اگر داريد لطفا اين کار را بکنيد.
در مورد راه انداختن بلوا فکر می کنم که بلوا دقيقا خواسته خيرت ويلدرس و همفکران او بود اما با هوشياری و خويشتن داری مسلمانان هلند و اروپا به طور کلی، اين طرح آنها تا حد زيادی عقيم ماند.
n پرويز جاهد ، Apr 4, 2008 در ساعت 03:01 PM
جناب جاهد عزيز
نقد شما بر فيلم فتنه روانشناختي است نه استدلالي به همين دليل شما بيشتر به انگيزه هاي ويلدرس پرداخته ايد اما مساله اين است كه انتقادهاي او عليه اسلام - و نه مسلمانان - موجه است يا خير. پاسخ شما به من پاسخي ديپلماتيك بود در حالي كه ما قرار نيست ديپلماتيك با هم گفتوگو كنيم. به همين دليل انتظار دارم پاسخ صريح و دقيقي به من بدهيد. اسلام متهم است به نقض حقوق دگرانديشان (مرتدان، كافران و مشركان)، زنان، همجنسگرايان و يهود. اگر مدعي هستيد ادعاي بنده درست نيست بفرماييد.
----------
آرش جان از كانادا
از عرب هزار و چهارصد سال پيش كه هيچ از عرب هزار و چهارصد سال بعد هم انتظاري نيست كه اينگونه امور را بفهمد. اما از خدا ي افريدگار زمين و زمان انتظار ميرفت پيشبيني دورهي مدرن را هم بكند و لااقل كمي جانب مصلحت را براي روز حساب - كه گويا امروز است -بگيرد! به علاوه لابد ميدانيد كه سالها سال پيش از محمد بن عبدالله انسانهايي چون زرتشت، بودا يا مسيح ميزيستند. چهگونه است كه اين افراد حتا صدها سال پيش از ظهور اسلام از شرافت مثالزدنياي برخوردار بودند؟ يا با وجود اتكاي يونان باستان به بردهداري افرادي نظير آلكيداماس وجود داشتند كه به شدت به سيستم بردهداري معترض بودند اما محمد متنبي هزار سال پس از الكيداماس از او عقبتر بود؟ ضمنا تذكر بدهم كه همهي آيينها ادعاي جهانگستري نداشتهاند و بر اين اساس هم حركت نكردهاند. به علاوه جهانگستري با شمشير با جهانگستري بدون شمشير تفاوتي دارد به اندازهي تفاوت بودا و محمد.
n خلبان كور [هنوز در وبلاگ زمانه منتشر نشده است.]
Comments
فقط نمی دانم چرا دائم می گوید "تفسیرهای ِ مختلف از اسلام وجود دارد". شاید چون همین یعنی جواب ِ منفی
آقای ِ جاهد یک مسلمان است و طبعاً نخواهد پذیرفت که دین اش دارای ِ چنین اتهاماتی باشد
مشکل ِ بزرگ همین جاست:
امثال ِ من می گوییم که اسلام به این اوصاف متهم که نه بلکه به درستی متصف است ولی مسلمانان می توانند دین داری ِ خود را از این دین جدا کنند و هیچ لزومی هم ندارد که نام ِ مسلمان را از خود بردارند
بخش ِ اول ِ چنین پیشنهادی هرگز مورد ِ قبول ِ یک مسلمان قرار نخواهد گرفت
در واقع ما در بحث ِ "حقیقت ِ دینی" هرگز با مسلمانان (از هر نوعی) نمی توانیم به اشتراک ِ نظر برسیم
اما در بخش ِ دوم آن ها می توانند در عین ِ مبرا دانستن ِ اسلام از این اتهامات، اقدامات ِ عملی و ملموس در تحول ِ فرهنگی ِ جوامع ِ خویش بردارند بلکه دست ِ کم از لحاظ ِ عملی و مصالح ِ جامعه ی ِ انسانی، به اشتراک ِ رویه و عمل برسیم
کامنت ِ آخرت (همین که هنوز چاپ نشده) به نظرم خیلی خوب بود
اما در بخش ِ دوم آن ها می توانند در عین ِ مبرا دانستن ِ اسلام از این اتهامات، گام های ِ عملی و ملموس در تحول ِ فرهنگی ِ جوامع ِ خویش بردارند بلکه دست ِ کم از لحاظ ِ عملی و مصالح ِ جامعه ی ِ انسانی، به اشتراک ِ رویه و عمل برسیم
اتفاقا خيلي هم معلوم نيست. پاسخ منفي صريح به پرسشي كه مطرح شده شهامت خاصي مي طلبد.
در مورد بخش دوم گفتههايات يعني اينكه مسلمانان ميتوانند دينداري خود را از اسلام جدا كنند بدون اينكه نام مسلمان را از خود بردارند، از نظر من چنين امري ممكن نيست. اسلام پيشاپيش تكليف اين دسته از مسلمانان را مشخص كرده است.