زنِ زشت نقضِ غرض است.
از میانِ چهار سفر شگفت و دلچسبی که نام میبرم کدامیک را برمیگزینید؟ (هر چهار سفر در سدهیِ هجدهام و نوزدهام رخ میدهد و هر یک کمینه یک سال به درازا میکشد)
- شکارِ برده در آفریقا
- به عنوانِ خادمِ معبدِ بودایی در تبت
- شکارِ نهنگ در قطبِ جنوب
- جویندهگیِ طلا در غربِ آمریکا
عشقِ به ارزشهایِ دورهیِ روشنگری آنچنان شديد و جهانگستر است که نمیتوان برایِ آن رقيبی جز ايمانِ سامی جست. کانتگراییِ بنیادینِ بیشينهیِ اندیشمندان پیشاپیش نتیجهیِ هر داوری را روشن کرده است. دلیلِ همراهیِ کم و بیشِ ایشان با جریانِ روشنفکریِ دینی هم این است که گمان بردهاند راهِ بهشتِ آتلانتیسِ نویِ آفکلورونگ از پروتستانتیسمِ اسلامی میگذارد و این جریان بهراستی تنها راه (یا لااقل یکی از راهها یا بخشی از راهِ) رسیدن به خوشبختیِ موعودِ روشنگری است. این برداشتی یکسره اشتباه است. نوگرایانِ دینی در این میانه نه بهدستآورندهگانِ دستآوردهایِ نو هستند و نه حتا به اين روند شتاب میدهند، آنهادر این میان تنها مصادره کنندهاند.
نقشی که مسهل دارد حتا از خودِ مدفوع مهمتر است.