چهارسال پیش بنده غلط فرمودم که گفتم اصلاحطلبان دفن شدهاند. خیر، هستند و خواهند بود و از همین امروز به همان روشنی که احمدینژاد آرای مخالفاناش را به نفعِ خود تقلب میکند، موجِ اعتراضِ میلیونی را به نفعِ خود مصادره میکنند. ان شاء الله چهار سال دیگر در رقابتِ انتخاباتی پر حرارت بینِ احمدینژاد و آقا مجتبا خامنهای با یک بغضِ گندهیِ تحجر و یک گونی استدلال بازمیگردند و میخواهند که به ریاستِ مادامالعمر احمدینژاد رای بدهیم. چرا که نه؟
بنده پيشترها هم گفته بودم که دستِ آلوده به خون را میتوان با آبِ کر شست، این را میتوانید از لیدی مکبث هم بپرسید. اینروزها پس از غسلِ تعمیدِ باشکوهِ آقایان هاشمی و موسوی این پرسش مرا گرفتار کرده است که چه بسا فردایِ روز مقامِ معظمِ رهبری هم دست به آب بشود - یعنی دستانِ مبارکاش را با آبِ اصلاحطلبی بشوید – و ناگهان پاک و پاکدامن شود و آن زمان است که هَمَه با هم در مییابیم که اَمامِ راحل (ره) چه قدر با فهم و کمالات بودند که فرمودند میزان حالِ فعلی افراد است.
الله اصغر
گویا جنبشِ دمکراتیکِ سبزِ ایرانیان شعارِ الله اکبر را برایِ خود برگزیده است. از آن جا که من نه سبزم و نه دمکرات، همراهیِ خود را با شعارِ الله اصغر نشان میدهم.
اللهُ اصغر یعنی الله بیمایهتر از آن است که وصف شود.
و خوشبینی سادهلوحانهی تودهی هوادار موسوی هم به پایان رسید. حلقهی مفقوده کاری کرد کارستان و باز هم رییسجمهور منتصب شد.
میرحسین موسوی
صاحبانِ نگاهی که بنا را بر تغییر با هزینهی کم و بیشینه سازگاریِ ممکن قانون (شریعت) با ارزشهایِ لیبرالی و دمکراتیک میگذارد بیشتر به دنبالِ هواداریِ حزبِ مشارکت، مجاهدینِ انقلاب، کارگزاران و محمد خاتمی از میرحسین موسوی پشتیبانی کردهاند. مهمترین انتقاد به این دسته این است که واردِ بازیای میشوند که قاعدهیِ آن را مخالفانِ اصلاحات تعیین میکنند و شکست نتیجهی گریزناپذیر آن است. تشخیصِ حدِ سازگاریِ هدفهایِ آزادیخواهانه با شریعت، تعیینِ خطِ قرمزهایِ امنیتی و میزانِ پیشروی و پسرویِ اصلاحاتِ دمکراتیک بهگونهای سیال و بدونِ فرمول و کاملا مبسوط و متغیر با کسانی است که مدافع ولایت مطلقه هستند. در نتیجه منطقا و عملا هیچ دلیلِ قابلِ قبولی وجود ندارد که انتخاب میرحسین موسوی به ریاست جمهوری بتواند کمکی به هدفهایِ این گروه بکند. ایرادهای جزئیتری هم وجود دارد؛ میرحسین موسوی اساسا اصلاحطلب نیست. او تنها کاندیدایی است که به جنایت علیهِ بشریت متهم است و با توجه به موضعگیریاش در بحرانِ اتمی با شرایط سختتری در سیاست خارجی روبهرو خواهد شد . همچنین در مواردی چون نقضِ آزادیِ شهروندی و کاربستِ سیستم اقتصادیِ ناکارآمد موسوی از احمدینژاد آسیبپذیرتر است.